| گروه نجوم نخبگان علامه طباطبایی دخترانه |
|
درباره وبلاگ
![]()
سلام. خوبی؟این وبلاگ در اصل جهت بالا بردن سطح دانش عمومی شما خوانندگان در زمینه نجوم با همکاری دوستان خوبم فرشته، شهرزاد، سحر و منا به وجود آمده امیدوارم در این زمینه موفق باشیم .
پیوندها
مجله نجوم
آسمان شب مرکز علوم و ستاره شناسی تهران سال جهانی نجوم گروه نجوم نخبگان علامه طباطبایی( پسرانه) آسمان شب ایران رویدادهای آسمان دبیرستان نخبگان علامه طباطبایی wikisky برنامه هاي به دردبخور عکس های نجومی ناسا(روزانه) هوپا باشگاه دانش پژوهان جوان لينكستان بزرگ نجومي ,وبلاگ فیزیک و نجوم ايرانجوم فروشگاه آسمان شب گروه نجوم خواجه نصیرالدین طوسی مراغه گلزار ادب شاخص جشنواره ساعت آفتابي اصفهان مهندس شیمی وبلاگ ستاره شناسي دیدار نجوم آسمان ایران فقط به خاطر خدا نخبگان(پرناز كاظمي) :: قالب ساز :: طراح قالب
|
سه مورد از ویژگی های مهم نظریه نسبیت خاص: 1: اگر جسمی (مثلا یک اتومبیل) بتواند نزدیک به سرعت نور حرکت کند ساعتی که در اتومبیل است و زمان را نشان می دهد عقب تر از ساعتی است که مثلا روی یک ساختمان ساکن نصب شده است. این اتفاق به گونه ای رخ می دهد که اگر سرعت به حوالی سرعت نور برسد تقریبا زمان ثابت می شود!!!!!! 2:اتومبیل مسابقه ای را در نظر بگیرید که بتواند 90% سرعت نور حرکت کند در این صورت طول این اتومبیل در راستای حرکت کوتاهتر میشود. 3: همان اتومبیل مسابقه ای نسبت به حالت عادی خود ( سرعت خیلی کمتر از سرعت نور) جرم کمتری نسبت به وقتی دارد که سرعتش حوالی سرعت نور است. نسبیت عام: توضیح فضا – زمان در گنجایش این وبلاگ نیست و امیدوارم که راجع به آن یک دید کلی داشته باشید چون من الان دارم درباره آن صحبت می کنم ولی به هر حال یک اشاره کوچک ضرری ندارد همانطور که میدانید انحنایی که در فضا- زمان به وجود می آید نتیجه میدان گرانشی جسم استصحبت درباره سیاهچاله ها نیاز به یک پیش زمینه از نسبیت انیشتن دارد اما چون در حوزه اطلاعاتی این وبلاگ نیست به یک توضیح مختصر اکتفا می کنم. سه مورد از ویژگی های مهم نظریه نسبیت خاص: 1: اگر جسمی (مثلا یک اتومبیل) بتواند نزدیک به سرعت نور حرکت کند ساعتی که در اتومبیل است و زمان را نشان می دهد عقب تر از ساعتی است که مثلا روی یک ساختمان ساکن نصب شده است. این اتفاق به گونه ای رخ می دهد که اگر سرعت به حوالی سرعت نور برسد تقریبا زمان ثابت می شود!!!!!! 2:اتومبیل مسابقه ای را در نظر بگیرید که بتواند 90% سرعت نور حرکت کند در این صورت طول این اتومبیل در راستای حرکت کوتاهتر میشود. 3: همان اتومبیل مسابقه ای نسبت به حالت عادی خود ( سرعت خیلی کمتر از سرعت نور) جرم کمتری نسبت به وقتی دارد که سرعتش حوالی سرعت نور است. نسبیت عام: توضیح فضا – زمان در گنجایش این وبلاگ نیست و امیدوارم که راجع به آن یک دید کلی داشته باشید چون من الان دارم درباره آن صحبت می کنم ولی به هر حال یک اشاره کوچک ضرری ندارد همانطور که میدانید انحنایی که در فضا- زمان به وجود می آید نتیجه میدان گرانشی جسم است و مسلم است که هرچه جسم بزرگتر باشد این فرورفتگی عمیق تر می شود. مثالی برای خورشید میزنم: اگر جسمی که به سمت خورشید حرکت می کند باید سرعت کافی را برای عبور از خورشید داشته باشد حتی اگر این سرعت را هم داشته باشد بازهم برای عبور خط راست را طی نمی کند. (که به سبب میدان گرانشی خورشید است) اما در هر صورت مستقیم ترین مسیر ممکن را طی می کند که به آن خط ژئودزیک میگویند. سیاهچاله ها بعد از انتشار نظریه نسبیت عام توسط انیشتین ستاره شناسی آلمانی به نام کارل شوارتشیلد راه حلی ( از بین معادلات انیشتین) یافت که بتواند میدان گرانشی اطراه یک جسم فشرده و چگال را توصیف کند وی دریافت که اگر این جسم به حدی متراکم شود که تمام جرم آن در مرکز قرار بگیرد در این صورت در فاصله معینی از آن هندسه خاص و شگفت انگیزی اتفاق می افتد که اکنون به این فاصله شعاع شوارتشیلد می گویند. که خصوصیت آن هم این است که هیچ جسمی با هیچ سرعتی نمی تواند از این شعاع بگریزد حتی پرتو های نور هم به گونه ای خمیده می شوند که دوباره به جرم مرکزی باز می گردند هر اتفاقی که در اطراف شعاع شوارتشیلد می افتد طبق اصوا نسبیتی کاملا متفاوت است این اجسام (سیاهچاله ها) غیر قابل مشاهده اند و فقط شاید بتوان از روی میدان گرانشی بسیار قوی آن ها را تشخیص داد . هر چیزی که در سیاهچاله به دام بافتد از جمله جرم خودش، بی درنگ به نقطه ای در مرکز سیاهچاله کشیده می شود که تکینگی نام دارد. هنوز نیرویی در فیزیک آنقدر قوی شناخته نشده که بتواند در برابر گرانش سیاهچاله مقاومت کند در سیاهچاله اجزای اتم یکدیگر را در هم می شکنند تا این که همه در یک نقطه که بسیار کوچک است جمع می شونداما هنوز سرنوشت ماده ای که در تکینگی سقوط می کند مشخص نیست زیرا تکینگی همه قوانین فیزیک و طبیعت را بر هم می زند. با وجود این در اوایل دهه 1970 در حل مسائل تکینگی پیشرفتهایی حاصل شد که در این امر استفان هاوکینگ فیزیکدان جوان انگلیسی نقش مهمی داشت او در حل مسائل از تلفیق نسبیت با مکانیک کوانتومی استفاده کرد چون معتقد بود که در این روش با مسائل تکینگی روبرو نمی شویم. در عوض ممکن است که ساهچاله ها همانطور که ماده را می بلعند ماده هم تولید کنند البته از نوع ذرات بنیادی مانند الکترون نوترون و فوتون که انها را در تمام نقاط گسیل می کنند چون سیاهچاله ماده از دست می دهد در نتیجه جرم آن به تدریج تحلیل می رود و آهنگ گسیل ذرات را افزایش می دهد تا این که بالاخره ماده می تواند فرار کند و سیاهچاله به حالت انفجار می رسد اما زمان لازم برای انجام این فرایند حتی برای سیاهچاله های معمولی با جرم چند برابر جرم خورشید یا حتی خود جرم خورشید از عمر جهان هم طولانی تر است. فکر میکنم خیلی طولانی شد 2 نوع بعدی سیاهچاله ها را بعدا می نویسم. و مسلم است که هرچه جسم بزرگتر باشد این فرورفتگی عمیق تر می شود.
مثالی برای خورشید میزنم: اگر جسمی که به سمت خورشید حرکت می کند باید سرعت کافی را برای عبور از خورشید داشته باشد حتی اگر این سرعت را هم داشته باشد بازهم برای عبور خط راست را طی نمی کند. (که به سبب میدان گرانشی خورشید است) اما در هر صورت مستقیم ترین مسیر ممکن را طی می کند که به آن خط ژئودزیک میگویند. سیاهچاله ها بعد از انتشار نظریه نسبیت عام توسط انیشتین ستاره شناسی آلمانی به نام کارل شوارتشیلد راه حلی ( از بین معادلات انیشتین) یافت که بتواند میدان گرانشی اطراه یک جسم فشرده و چگال را توصیف کند وی دریافت که اگر این جسم به حدی متراکم شود که تمام جرم آن در مرکز قرار بگیرد در این صورت در فاصله معینی از آن هندسه خاص و شگفت انگیزی اتفاق می افتد که اکنون به این فاصله شعاع شوارتشیلد می گویند. که خصوصیت آن هم این است که هیچ جسمی با هیچ سرعتی نمی تواند از این شعاع بگریزد حتی پرتو های نور هم به گونه ای خمیده می شوند که دوباره به جرم مرکزی باز می گردند هر اتفاقی که در اطراف شعاع شوارتشیلد می افتد طبق اصوا نسبیتی کاملا متفاوت است این اجسام (سیاهچاله ها) غیر قابل مشاهده اند و فقط شاید بتوان از روی میدان گرانشی بسیار قوی آن ها را تشخیص داد . هر چیزی که در سیاهچاله به دام بافتد از جمله جرم خودش، بی درنگ به نقطه ای در مرکز سیاهچاله کشیده می شود که تکینگی نام دارد. هنوز نیرویی در فیزیک آنقدر قوی شناخته نشده که بتواند در برابر گرانش سیاهچاله مقاومت کند در سیاهچاله اجزای اتم یکدیگر را در هم می شکنند تا این که همه در یک نقطه که بسیار کوچک است جمع می شونداما هنوز سرنوشت ماده ای که در تکینگی سقوط می کند مشخص نیست زیرا تکینگی همه قوانین فیزیک و طبیعت را بر هم می زند. با وجود این در اوایل دهه 1970 در حل مسائل تکینگی پیشرفتهایی حاصل شد که در این امر استفان هاوکینگ فیزیکدان جوان انگلیسی نقش مهمی داشت او در حل مسائل از تلفیق نسبیت با مکانیک کوانتومی استفاده کرد چون معتقد بود که در این روش با مسائل تکینگی روبرو نمی شویم. در عوض ممکن است که ساهچاله ها همانطور که ماده را می بلعند ماده هم تولید کنند البته از نوع ذرات بنیادی مانند الکترون نوترون و فوتون که انها را در تمام نقاط گسیل می کنند چون سیاهچاله ماده از دست می دهد در نتیجه جرم آن به تدریج تحلیل می رود و آهنگ گسیل ذرات را افزایش می دهد تا این که بالاخره ماده می تواند فرار کند و سیاهچاله به حالت انفجار می رسد اما زمان لازم برای انجام این فرایند حتی برای سیاهچاله های معمولی با جرم چند برابر جرم خورشید یا حتی خود جرم خورشید از عمر جهان هم طولانی تر است. فکر میکنم خیلی طولانی شد 2 نوع بعدی سیاهچاله ها را بعدا می نویسم. مثالی برای خورشید میزنم: اگر جسمی که به سمت خورشید حرکت می کند باید سرعت کافی را برای عبور از خورشید داشته باشد حتی اگر این سرعت را هم داشته باشد بازهم برای عبور خط راست را طی نمی کند. (که به سبب میدان گرانشی خورشید است) اما در هر صورت مستقیم ترین مسیر ممکن را طی می کند که به آن خط ژئودزیک میگویند. سیاهچاله ها بعد از انتشار نظریه نسبیت عام توسط انیشتین ستاره شناسی آلمانی به نام کارل شوارتشیلد راه حلی ( از بین معادلات انیشتین) یافت که بتواند میدان گرانشی اطراه یک جسم فشرده و چگال را توصیف کند وی دریافت که اگر این جسم به حدی متراکم شود که تمام جرم آن در مرکز قرار بگیرد در این صورت در فاصله معینی از آن هندسه خاص و شگفت انگیزی اتفاق می افتد که اکنون به این فاصله شعاع شوارتشیلد می گویند. که خصوصیت آن هم این است که هیچ جسمی با هیچ سرعتی نمی تواند از این شعاع بگریزد حتی پرتو های نور هم به گونه ای خمیده می شوند که دوباره به جرم مرکزی باز می گردند هر اتفاقی که در اطراف شعاع شوارتشیلد می افتد طبق اصوا نسبیتی کاملا متفاوت است این اجسام (سیاهچاله ها) غیر قابل مشاهده اند و فقط شاید بتوان از روی میدان گرانشی بسیار قوی آن ها را تشخیص داد . هر چیزی که در سیاهچاله به دام بافتد از جمله جرم خودش، بی درنگ به نقطه ای در مرکز سیاهچاله کشیده می شود که تکینگی نام دارد. هنوز نیرویی در فیزیک آنقدر قوی شناخته نشده که بتواند در برابر گرانش سیاهچاله مقاومت کند در سیاهچاله اجزای اتم یکدیگر را در هم می شکنند تا این که همه در یک نقطه که بسیار کوچک است جمع می شونداما هنوز سرنوشت ماده ای که در تکینگی سقوط می کند مشخص نیست زیرا تکینگی همه قوانین فیزیک و طبیعت را بر هم می زند. با وجود این در اوایل دهه 1970 در حل مسائل تکینگی پیشرفتهایی حاصل شد که در این امر استفان هاوکینگ فیزیکدان جوان انگلیسی نقش مهمی داشت او در حل مسائل از تلفیق نسبیت با مکانیک کوانتومی استفاده کرد چون معتقد بود که در این روش با مسائل تکینگی روبرو نمی شویم. در عوض ممکن است که ساهچاله ها همانطور که ماده را می بلعند ماده هم تولید کنند البته از نوع ذرات بنیادی مانند الکترون نوترون و فوتون که انها را در تمام نقاط گسیل می کنند چون سیاهچاله ماده از دست می دهد در نتیجه جرم آن به تدریج تحلیل می رود و آهنگ گسیل ذرات را افزایش می دهد تا این که بالاخره ماده می تواند فرار کند و سیاهچاله به حالت انفجار می رسد اما زمان لازم برای انجام این فرایند حتی برای سیاهچاله های معمولی با جرم چند برابر جرم خورشید یا حتی خود جرم خورشید از عمر جهان هم طولانی تر است. فکر میکنم خیلی طولانی شد 2 نوع بعدی سیاهچاله ها را بعدا می نویسم. |
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
نویسندگان
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by nojum-nat3.Blogfa.com