| گروه نجوم نخبگان علامه طباطبایی دخترانه |
|
درباره وبلاگ
![]()
سلام. خوبی؟این وبلاگ در اصل جهت بالا بردن سطح دانش عمومی شما خوانندگان در زمینه نجوم با همکاری دوستان خوبم فرشته، شهرزاد، سحر و منا به وجود آمده امیدوارم در این زمینه موفق باشیم .
پیوندها
مجله نجوم
آسمان شب مرکز علوم و ستاره شناسی تهران سال جهانی نجوم گروه نجوم نخبگان علامه طباطبایی( پسرانه) آسمان شب ایران رویدادهای آسمان دبیرستان نخبگان علامه طباطبایی wikisky برنامه هاي به دردبخور عکس های نجومی ناسا(روزانه) هوپا باشگاه دانش پژوهان جوان لينكستان بزرگ نجومي ,وبلاگ فیزیک و نجوم ايرانجوم فروشگاه آسمان شب گروه نجوم خواجه نصیرالدین طوسی مراغه گلزار ادب شاخص جشنواره ساعت آفتابي اصفهان مهندس شیمی وبلاگ ستاره شناسي دیدار نجوم آسمان ایران فقط به خاطر خدا نخبگان(پرناز كاظمي) :: قالب ساز :: طراح قالب
|
رخدادهای نجومی(مخصوصا ماه) در تیر امسال طی یک جدول گردآوری کردیم برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
بازدید کننده گان محترم :
اعضای گروه نجوم نخبگان دخترانه از شما خواشمند هستن که از گذاشتن نظرات شخصی و غیر مرتبط با موضوع وبلاگ و از حل مسائل شخصی در وبلاگ جدا خودداری کنید. به دلیل گذاشته شدن نظراتی که در شان وبلاگ نیست و بی حرمتی کردن مستقیم به اعضای وبلاگ کامنت ها را پس از تایید نمایش می دهیم! با تشکر گروه نجوم نخبگان علامه طباطبائی (دخترانه)
پیشینیان ما ، درمنطقه ی دریای مدیترانه و خاورمیانه علاقه زیادی به موجودات افسانه ای داشتند ؛ موجوداتی خیالی که از ترکیب اعضای موجودات واقعی و معمولی شکل می گرفتند . عجیب تر از همه ی آنها بز ماهی است که قبلآ در بابل قدیم نقش مهمی را بازی می کرد.
![]() یونانیان باستان بر این باور بودند که ( پان ) خدای جنگل در نبردی که خدایان علیه غولها ی افسانه ای در پیش گرفتند، برای آنکه بتواند از چنگ دشمنان فرار کند ، خود را به رودخانه ای انداخت. او می خواست مانند شماری از دیگر خدایان برای استتار ، خود را به شکل ماهی در آورد. چون او دیر به داخل آب پرید، تنها نیمه ی پایینی تنه ی او تبدیل به دم ماهی شد و سر شاخدارش به شکل بز درآمد. به این ترتیب موجود عجیب و خیالی بز ماهی خلق شد ، که بعد زئوس خدای خدایان او را به آسمان انتقال داد. صورت فلکی بز ماهی را امروزه جدی می خوانند. ![]() برای این اسم نیز افسانه ای وجود دارد. می گویند زمانی که زئوس نبرد بر سر قدرت را با پدرش ( کرونوس ) آغاز کرد ، ( آیجیپان ) ، پسر خدای جنگل به شکل یک بز کوهی در کنار او قرار گرفت و از او حمایت کرد. زئوس خدای خدایانِ پیروزمند ، برای قدردانی از کمک آیجیپان بعدآ او را به یک صورت فلکی تبدیل کرد. صحبت درباره سیاهچاله ها نیاز به یک پیش زمینه از نسبیت انیشتن دارد اما چون در حوزه اطلاعاتی این وبلاگ نیست به یک توضیح مختصر اکتفا می کنم.
ادامه مطلب و ادامه ی داستان : پرفسور با لبخندی که بر لب داشت به گاسکوندی گفت: تو چی فکر می کنی ؟ _من چه م یدانم کاپیتان گفت : احتمالا با سرعت مافوق صوت ورین گفت: فیزیکدان هم همین فکر را می کرد . پاسخ بسیار ساده است سرعت سگ باید صفر باشد کلمه ی سرعت باعث فریب ما می شود و در نتیجه ما یادمان می رودکه سرعت صفر هم برای خودش سرعتی است سپس ورین با شوق و ذوق انگشتانش را روی صفحه کلید به حرکت در اورد و رو به منگ کرد و گفت: می ایی شطرنج بازی کنیم ؟ _باشد _پس باید حرکت ها را کامل بلد باشی . موقعیت کاملا نا امید کننده است و بازی باخته ای رو به روی ماست باید با یک حرکت بازی باخته را به یک برد مبدل کنیم باید تا ان جایی که ممکن است اوج بگیریم بعد محاسباتی روی کاغذ انجام داد و به منگ داد. _گاسکوندی گفت : این کار به چه دلیل انجام می شود؟ اصلا فایده ای ندارد فقط باعث می شود مدار گردش سفینه بزرگتر شود و برای اوج گرفتن نیروی بیشتری مصرف خواهیم کرد و این به معنای از دست دادن عایق حرارتی است! _ورین جواب داد : اما طرف دیگر شانس رهایی ماست بالاخره اخرش نابودی است چه سه ساعت چه شش ساعت دیگر منگ از ورین خواست که طرحش را برای انان نیز توضیح دهد ورین گفت: سفینه ی او میکرون دو بخش کاملا جدا دارد یک بخش سیستم فر ماندهی و دیگری مسافران و این دو قسمت را می توان از هم جدا کرد و هر کدام را جدا گانه پیش برد و حداکثر فاصله ی که می توان ایجاد کرد صد و پنجاه کیلو متر است و لی صد وچهل برای ما کافی است منگ گفت: یعنی بخش مسافران را در فضا رها کنیم؟ با انجام این کار تفاوتی در شرایط ایجاد نمی شود. ورین ادامه داد : مسلما این کار را نخواهیم کرد و کوتوله هم ما را به این اسانی ازاد نخواهد کرد من فکر دیگری دارم ایا شما با اصل سفینه ی تپنده اشنایی دارید ؟ قیافه ی منگ و گاسکو ندی در هم رفت ورین گفت : این اصل اکنون کاملا فراموش شده است موضوع این است که سفینه یک نقطه ی مادی نیست بلکه جسمی است که جرم ان در تمام طولش توزیع شده حالا اگر سفینه را به دو قسمت جدا تقسیم کنیم نیروی گرانشی موثر بر انها کمتر از نیروی خواهد بود که الان روی او میکرون اعمال میشود اگر سفینه در نقطه ی اوج مدار یک پارچه شود در نقطه ی حضیض به دو قسمت تقسیم می گردد و از مدار کپلری خو د خارج شده و مسیر حرکتش شکل مار پیچ باز شونده ای به خود می گیرد و نکته ای که مهم است خروج کامل سفینه از میدان گرانشی زمین به این روش چند سال وقت لازم است اما چون گرانش اصلی ترین نقش را بازی میکند هرچه سیاره بزرگتر باشد زودتر می توان از دست نیروی گرانشی اش فرار کرد در هر حال این کار یک ساعت ونیم طول می کشد کاسکوندی که هیجان زده شده بود فریاد زد :تو واقعا نخبه ای و سر انجام انها با غرور به سفر خود پایان دادند. Written by v.n.komarov
انرژی خورشید به صورت امواج الکترو مغناطیسی به زمین می رسد. امواچ الکترو مغناطیسی طیف گسترده ای دارند که شامل پر تو های گاما-ایکس-نور-امواج رادیویی و ... هستند. وجود امواج الکترو مغناطیسی توسط ماکسول پیشبینی شد. او با استفاده از قانون های کولن-گاوس-آمپر و فارادی توانست مبانی نظری الکتریسیته و مغناطیس را به وسیله ۴ معادله نشان دهد. ماکسول ثابت کرد که امواج الکترو مغناطیسی از دو میدان الکتریکی و مغناطیسی عمود بر هم تشکیل شده اند.این میدانهای نوسانی انرژی موج را با سرعت نور گسیل می کنند. نور هم موج الکترو مغناطیسی است. پس از ده سال از درگذشت ماکسول: هرتز توانست امواج الکترو مغناطیسی را تولید کند.هرتز دریافت که امواج الکترو مغناطیس مانند نور بازتابیده و شکسته می شوند.
دسته ای از کهکشانها با هسته ی فعال که خطوط نشری آنها بسیار ضعیف یا غیر قابل مشاهده است.تامدتها تصور می شد BL سوسمار یعنی سردسته این گونه خود ستاره می باشد تااینکه بقیه قسمتهای آن ودر واقع بقیه آن کهکشان مشاهده شد ودانشمندان متوجه طبیعت کهکشانی آن شدند.زمانی که نور این گونه از کهکشانها ضعیف باشد امکان مشاهده خطوط ضعیف نشری مانند آنچه در کوازارها مشاهده می شود وجود دارد وهسته آنها نیز در طول موج های رادیویی دارای مناطقی خالی است.اینها در حقیقت اشیاء شبه ستاره ای یا کهکشانهای رادیویی هستند که دارای جت بوده وجتها نیز در جهت دید ما هستند و پدیده دوپلر هم شدت و فرکانس آنها را تغییر داده است.نحوه قرار گیری جتها نسبت به دید ما نیز از دلایل تغییرات درخشندگی موضعی به حساب می آید.این اشیاءبهمراه اشیاءشبه ستاره ای با نور متغییر یا (OVV)QSO با نام بلیزر(BLAZER)شناخته میشوند .تاکنون تعداد کمی از اشیاء BL سوسماری شناسایی شده اند.
سلام من منا عضو جدید وبلاگم امید وارم که از این داستان خوشتون بیاد منتظر ادامه ی داستان باشید وراه حل های خلاص شدن از شر این میدان گرانشی رو برای ما بنویسید
حرکت اخر شطرنج(داستان علمی _تخیلی) اومیکرون سفینه ای مسافربری با 12 خدمه و369 سرنشین در حال پرواز خود به سوی مگوس بود.کاپیتان منگ و خلبان گاسکوندی در میان سکوتی که بر کابین فرمان حکمفرما بود و روی صفحه ی رادار خیره شده و هر دو متوجه شده بودند که در شرایطی نومید کننده گرفتار امده اند . اشکال زمانی رخ داده بود که سفینه در حال ترک فضایی بود که بیش از سه بعد داشت دستگاه های کنترل سفینه دجار اشکالی بودند که باعث انحرافی بسیار جزیی در در برنامه های تعیین شده و دور شدن سفینه به مقدار پنج پارسک از مسیر اصلی بود.اما این مشکل از اینجا ناشی می شد که سفینه گرفتار میدان گرانشی کوتوله ی سفید ی شده بود که با چگالی عظیم و نیروی گرانشی وحشت انگیز خود در انتظار انان بوده. درجهتی سوخت موشک ها روی حداکثر بود که فقط از سقوط کردن انها به درون حفره ای که از اتش زبانه می کشید جلو گیری می کرد اما برای رهایی از میدان گرانشی کافی نبود انها در مداری بسیار نزدیک و در فاصله ی 20000 کیلو متری از ستاره در حال گردش بود و چیزی به پایان زمان تعیین شده برای پرواز نمانده بود حدود شش ساعت و نیم . دیگر زمان ان رسیده بود که در مصرف سوخت صرفه جویی کننند تا سیستم عایق حفاظتی سفینه در برابر تنوره ی داغ ستاره از کار نیفتد . خلبان رو به منگ کرد و گفت: طبق قوانین فضایی باید پیام sos بفرستیم کاپیتان جوابی نداد مقررات فضایی می گفت باید پیام بفرستند اما منگ خوب می دانست که در منطقه ای که انها گیر کرده اند هیچ سفینه ی فضایی پرواز نمی کند و فر ستادن پیام برای پایگاه هم با توجه به فاصله ی انها بیش از سه ماه طول می کشید که پیام رادیویی استاندارد به انها برسد وبیش از سه چهارم هم از نیروی سفینه از بین می رفت او باید چه کار می کرد؟ خلبان که در زندگیش همیشه از قوانین پیروی می کرد و در این مورد هم قصدانجام چنین کاری رو داشت دوباره حرفش رو تکرار کرد منگ که از دست افکار او عصبی بود گفت باید سفینه را خالی کنیم خلبان گفت: بسیار خطرناک است مگر ان همه زن و بچه را نمی بینی ؟ موضوع بسیار حساس بود ایا او باید مسافران را از این مشکل خبردار می کرد یا انها را در بی خبری رها م کرد؟ کاپیتان در طول دوران فضا نوردیش بارها دچار شرایط بحرانی شده بود اما این بار کاملا مسئله فرق می کرد او هر کاری از دستش بر می امد انجام داد محاسباتی ساده که دانش اموزی دبیرستانی از پس ان بر می امد . باید می نشست و انتظار زمانی را می کشید که ستاره او و مسافرانش را در شعله های سفید و سوزان ببلعد . مرگی بدون هر گونه مبارزه؟ اما اندکی بعد به خود امد و گفت نه نباید تسلیم شوم حتی اگر موقعیت کاملا مایوس کننده باشد سپس از خلبان پرسید: ایا تمام دستگاه ها را دوباره بررسی کرده ای؟ گاسکوندی ابروهایش رو در هم کشید و گفت:شما حواستان سر جایش است؟ _ بالاخره باید تمام امکانات را بررسی کرد یا نه _اما این مسخره است چه امکانی؟ کاپیتان هم خوب می دانست که بررسی دوباره ی عقربه ها و دستگاها به هیچ دردی نمی خورد اومیکرون اولین سفینه ای بود که در تله ی گرانشی یک ستاره ی کوتوله گرفتار شده بود ؟ این موضوع در طلیعه ی عصر فضانوردی مورد توجه قرار گرفته بود اما کم کم از اهمیت ان کاسته شده بود اومیکرون تنها مورد بد شانسی در این سال ها بود اما شاید شانسی برای این دو فضا نورد بود تا با تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که از دانش نوین فضایی داشتند از این مخمصه نجات یابند اما مغز گاسکوندی از نظر کاپیتان به این کار ها قد نمی داد و او فقط اجرای مقررات را بلد بود کاپیتان در همین افکار بود که متوجه ورود ورین به کابین شد اما ورین مسافر معمولی نبود بلکه یکی از صاحب نظران طراحی و ساخت او میکرون بود و دانشمندی که چندین نظریه ی مهم ارائه داده بود و نقش عمده ای در پیشرفت فیزیک و نجوم ایفا کرده بود در این سفر هدف او ایراد چندین سخنرانی در یکی از دانشگاههای سیاره ی مگوس بود . ورین چشم هایش رو به صفحه ی رادار دو خته بود و سکوت کرد سپس رو به منگ کرد و گفت : موقعیت اضطراری ؟ این طور نیست اقایان ؟ گاسکوندی: خوبه خودتان می بینید تازه عایق حرارتی نیز در چند ساعت اینده از کار می افتد _البته البته درست است درخششی در چشمانش ظا هر شد. منگ پیش خود اندیشیدبیخود نیست که می گویند او در خلوتگاه خود با علم زندگی می کند . پس از چند دقیقه تمرکز و خیره شدن به رادار گفت می توانم از کامپیوتر سفینه استفاده کنیم؟و بدون انکه منتظر جوابب بماند شروع به انجام محاسباتی کرد که کاپیتان وقتی به آنها نگاه می کرد فقط فهمید که هیچ ربطی به موضوعی که الان در ان گیر کرده اند ندارد ناگهان پرو فسور از مانیتور دور شد و رو به گاسکوندی کرد و گفت : ایا به نظر تو غیر قابل حل است ؟ _مسئله کاملا واضح است نیروی موتور قادر به تامین سرعت فرار برای سفینه نیست _درسته واقعا غیر قابل حل است اما حل هر مسئله ای به نوع طرح آن بستگی دارد _مگه من طرحش کردم !! ورین گفت: که ایا ان لطیفه ی معروف را در باره ی سگ شنیده اید ؟ جوابی داده نشد و او ادامه داد : فیزیکدانی رو به هم کارش کرد و گفت : فرض کن یک دستهی ماهیتابه به دم سگی بسته شده و وقتی سگ بدود تاوه روی جاده می افتد و بالا و پایین می افتد و دنگ و دونگ میکند سگ با چه سرعتی بدود تا ان سر و صدا ها را نشنود ؟ تعجب اور است که فیزیکدان جوابی برای این سوال نداد
Written by v.n.komarov ![]() صورت فلکی نه چندان نمایان سرطان - که به خاطر ستارگان کم سویی که دارد در شهرهای بزرگ هیچ قابل رؤیت نیست - انسان را به یاد قهرمان کبیر یونانی هرکول یا ( هراکلس ) یا ( هرکولس ) می اندازد. او مأموریت داشت یک اژدهای آبی چند سر را بکشد.این نبرد نخست نا امید کننده به نظر می رسید. به جای هر سری که هرکول از بدن اژدها قطع می کرد، دو سر می رویید.تمام جانوران از هرکول پشتیبانی می کردند، مگر یک خرچنگ - که از سوی الاهه (هرا) که از هرکول نفرت داشت - فرستاده شده بود . اگرچه خرچنگ مرتب پاشنه ی پای قهرمان را گاز می گرفت، ولی بالاخره او موفق شد بر اژدهای بزرگ پیروز شود. ![]() پس از آن خرچنگ به پاس کمکهایش به الاهه هرا از سوی او به شکل یک صورت فلکی ( سرطان ) در آسمان جای گرفت. جالب توجه است بدانیم خیلی پیشتر از آن مردم در این صورت فلکی که درخشانی چندانی ندارد ، جانوری با پوسته ای سخت ( لاک پشت مانند ) مجسم می کردند. در بابل آن را به شکل لاک پشت و در مصر باستان آن را به صورت ( اسکارابویس ) سوسک مقدس می دیدند . بسیاری از اقوام باستانی در صورت فلکی سرطان ، که به خاطر ستارگان کم سویش مانند لکه ی کم رنگی در آسمان اثر می گذارد، دروازه ای را تصور می کردند. آنها معتقد بودند که روح آدمیان از میان این دروازه از آسمان به زمین می آید.
ستارگان نواختردر سال 1592 ، هنگامی که در صورت فلکی ذات الکرسی ستاره جدیدی با روشنی قابل توجه ، مشاهده شد، نجوم اروپایی از خواب طولانی برخاسته بود. تیکو براهه جوان ستاره جدید را به دقت رصد کرد و کتاب نواختران (Denous Stella) را نوشت. بر اساس نام این کتاب است که هر ستاره جدید را نواختر خواندهاند.
ابرنو اخترها قابل توجهترین نواختری که پس از اختراع تلسكوپ ظاهر شد ستارهای بود که ارنست هارویک (Ernest Hanwrg) اخترشناس آلمانی ، در سال 1885 در کهکشان امراة المسلسه کشف کرد و به آن نام امراة المسلسه S داده شد. اگر این ستاره کمی روشن بود، با چشم غیر مسلح نیز دیده میشد. در آن زمان کسی نمیدانست که کهکشان مزبور چقدر دور است یا چقدر بزرگ است. اما پس از نتیجه گیریهای هابل درباره فاصله این کهکشان ، ناگهان روشنایی نواختری که در سال 1885 ظاهر شده بود، اخترشناسان را دچار حیرت کرد. این نو اختر میبایست 10000 برابر روشنتر از نواختران معمولی باشد. این یک ابر نواختر (Super nova) بود. تفاوت بین یک نواختر و ابر نو اختررفتار فیزیکی ابر نواختران آشکارا با رفتار فیزیکی نواختران متفاوت است و اخترشناسان به بررسی جزئیات طیفهای آنها مشتاقند. اشکال اصلی این است که ابر نواختران کمیاب هستند. به عقیده تسویکی ، در هر هزار سال بطور متوسط سه ابر نواختر در کهکشان ظاهر میشود. روشنایی یک ابر نواختر (با قدر مطلق هايي از مرتبه 14- و بطور تصادفی 17-) فقط میتواند نتیجه یک انفجار كامل یعنی تکه تکه شدن یک ستاره ، باشد. انفجار ابر نواخترانانرژی که از انفجار هر ابر نواختر آزاد میشود، میتواند دهها هزار سیاره نظیر زمین را ویران کند. همگی ابر نواخترها ویرانگر نیستند، ولی این انفجارها عناصر بوجود آمده در درون ستارگان را در فضای میان ستارهای منتشر میکنند تا در آنجا به ستارگان و سیارات تازه تبدیل شوند. اتمهای کربن که بخشی از مولکولهای تشکیل دهنده اکثر غذاها و بدنمان هستند، برای نخستین بار در داخل ستارگان ایجاد شدهاند. برگزیدهای از ابر نواخترانبه رغم درخشندگی شدید ، در هر قرن فقط دو یا سه ابر نواختر در کهکشانمان مشاهده میشوند. این فهرست برخی از ابر نواخترهای شناخته شده است:
![]()
سلام من عضو جدید وبلاگ هستم و میخواهم اولین مطلبم را با چند سوال ساده و مرتبط به
الکترو مغناطیس پر کنم: ۱)دوره با بسامد چه ارتباطی دارد؟ ۱.نسبت مستقیم دارد. ۲.با جذر آن نسبت مستقیم دارد. ۳.نبت عکس دارد. ۴.با جذر آن نسبت معکوس دارد. ۲)برای یک نوسانگر ساده کدام کمیت به زمان بستگی ندارد؟ ۱.انرژی جنبشی ۲.انرژی مکانیکی ۳.انرژی پتانسیل ۴.اندازه حرکت ۳)وزنه ای به فنر قائمی آویخته شده و دارای حرکت هماهنگ ساده است.در حالتی که وزنه از وضع تعادل به بالاترین ارتفاع می رود :انرژی جنبشی -پتانسیل گرانشی -پتانسیل کشسانی وزنه ی فنر به ترتیب چه تغییری میکند؟ ۱.کم ـ زیاد ـ کم ۲.کم ـ کم ـ زیاد ۳.کم ـ زیاد ـ زیاد ۴.زیاد ـ کم ـ کم ۴)یکای شذت موج چیست؟ ۱.وات ۲.ژول ۳.ژول بر متر مربع ۴.وات بر متر مربع ۵)شدت موج با کدام عامل نسبت مستقیم دارد؟ ۱.دامنه ۲.بسامد ۳.سرعت انتشار ۴.دوره ۶)نقش تداخلی چیست؟ ۱.تداخل موج های نور است. ۲.نوار های تاریک و روشن روی پرده است. ۳.ترکیب امواج نوری است. ۴.بر هم نهی امواج است. ۷)چه امواجی با هم تداخل می کنند؟ ۱.فقط امواج مکانیکی. ۲.فقط امواج الکترو مغناطیسی. ۳.فقط امواج عرضی. ۴.هر نوع موجی می تواند تداخل داشته باشد. ۸)کدام موج برای انتشار به ماده نیاز ندارد؟ ۱.صوت ۲.موج رادیویی ۳.موج طولی ۴.موج مکانیکی ۹)کدام دسته از امواج زیر به ترتیب افزایش بسامد نوشته شده اند؟ ۱.فرابنفش-رادیویی-نور-گرما ۲.رادیویی-نور-فرابنفش-گاما ۳.گاما-فرابنفش- نور-رادیویی ۴.نور-فرابنفش-گاما-رادیویی ۱۰)در چه صورت میدان مغناطیسی ایجاد می شود؟ ۱.فقط با جریان الکتریکی. ۲.فقط با میدان الکتریکی ثابت. ۳.فقط با میدان الکتریکی متغیر. ۴.یک جریان الکتریکی یا یک میدان الکتریکی متغیر وجود داشته باشد.
صورت فلکی حوت هیچ ستاره ی پرنوری ندارد ، به نحوی که بسیاری از ساکنان شهرهای بزرگ هیچ گاه این صورت فلکی را مشاهده نمی کنند.بابلیان باستان ستارگان این صورت فلکی را به صورت مادر و پسری نمایش می دادند، که خود را به شکل ماهی درآورده اند.
یونانیان نیزداستان کاملآ مشابهی در این مورد دارند. ( آ فرودیت ) الاهه ی عشق و پسرش ( اروس ) تحت تعقیب مردی به نام ( تیتونوس ) بودند که سرنوشت عجیبی داشت : او هر چند که فناناپذیر بود ولی مانند انسانهای معمولی پیر می شد.تیتونوس که رومیان او را به صورت غول نفرت آوری مجسم می کردند، در پی آفرودیت - که رومیان او را (ونوس ) می نامیدند- و پسر کوچکش بود. پیش از آنکه تیتونوس بتواند به آنها برسد، مادر و پسر به دریا پریدند وخود را به شکل دو ماهی در آوردند. پس از آن این ماهیان از سوی خدایان به آسمان انتقال یافتند و به وسیله ی نوار پهنی با یکدیگر مرتبط شدند.این طریقه ی اتباطی به عنوان نمود و نشانی از عشق مادری به شمار می آید. ![]() صورت فلکی حوت برای مسیحیان پیشین نیز اهمیت ویژه ای داشت.دوران مسیحیت حدود 2000 سال قبل آغاز گردید، ینی زمانی که نقطه ی اعتدال بهاری از برج حمل به برج حوت انتقال یافت. عیسی مسیح ( ع ) در دوران ابتدایی مسیحیت با این صورت فلکی ارتباط داده می شد. به دنبال علاقه مندی چند تن از دوستان (از جمله خودم ) به برنامه های رصدی و تشکیل گروه های رصدی و با توجه به عدم اطمینان به اکثر گروه های رصدی موجود در کشور (بر حسب تجربه و یا گفته ی استادان ) تصمیم به تشکیل گروه رصدی نخبگان داریم.
از دوستانی که علاقه مند به همکاری هستند به همراه پدرانشان در این طرح ثبت نام به عمل می آوریم
حتی در بابل باستان هم قوس (کمان) را به عنوان یکی از صورتهای فلکی دایرة البروج می شناختند. این صورت فلکی به شکل کمانگیر نمایش داده می شد . یونانیان باستان در این صورت فلکی بزرگ، (شیرون) مرد دانشمند اسب پیکر و استاد بسیاری از قهرمانان بزرگ خود را می دیدند.مردان اسب پیکر در واقع نیمی انسان و نیمی دیگر اسب بودند. بنابر افسانه های یونانیان، جملگی موجوداتی ظالم ، بی رحم وخوشگذران بودند.تنها شیرون یک استثناء بود. او مردان جوانی را که بعدها قهرمان میشدند تعلیم می داد انواع فنون جنگی از قبیل فلاخن اندازی ، پرتاب نیزه و تیر اندازی با کمان را به آنان می آموخت.
در واقع شیرون مانند سایر خدایان فناناپذیر بود.روزی هرکول تصادفی و غیرعمدی اورا با نیزه ای زهرآلود سخت مجروح کرد.جراحت چنان عمیق وبد بود، که سراسر وجود شیرون را درد وحشتناکی فرا گرفت.مرد اسب پیکر برای رهایی از درد وخاتمه دادن به عذاب، داوطلبانه از موهبت فناناپذیری چشم پوشید.بالاخره خدای خدایان زئوس اجازه داد تا او بمیرد و او را به شکل صورت فلکی به آسمان انتقال داد. در آسمان حتی می توان دو صورت فلکی را که نماینده ی مردان اسب پیکرند پیدا کرد.در آسمان جنوب صورت فلکی بزرگ قنطوروس که آن نیز با شیرون ارتباط داده می شود قرار دارد . قوس برای یونانیان باستان صورت فلکی شکار زمستانی نیز به شمار می آمد اغلب این صورت فلکی به صورت مرد شکارچی نیز نمایش داده می شود.
مطلبی کوتاه در مورد سدنا نوشتم که احتمال می دادم کمتر در موردش خوانده باشیم چون نسبت به خبرای الان قدیمی و نسبت به کتابامون جدیده!!!
ادامه مطلب این متن و از کتاب شومز ترجمه کردم جالب بود امیدوارم واسه شما هم جالب باشه کهکشان راه شیری: همان طور که می دانید کهکشان راه شیری کهکشانی است که ما در آن زندگی می کنیم و تا زمانی که ما قسمتی از این کهکشان هستیم داشتن یک تصویر انتزاعی از آن کار بسیار دشواری است. خیلی از قسمت های کهکشان قابل مشاهده نیستند با این حال اخترشناسان با استفاده از روش های مختلف اندازه و شکل کهکشان و قسمتی که در آن قرار گرفته ایم را مشخص کرده اند. مرکز کهکشان : شپلی در سال 1915 تلاش کرد که با ن قشه برداری از محل خوشه های کروی مرکز کهکشان را مشخص کند (خوشه های کروی گروهی از صدا هزار ستاره اند که همه آن ها در کره ای به قطر 20_100 پارسک در کنار هم جمع شده اند که ظاهر نسبتا مشخصی دارند در نتیجه پیدا کردن آن ها کار دشواری نیست) شپلی کشف کرد که 20% از خوشه های ستاره ای در نزدیکی صورت فلکی قوس قرار گرفته اند و تنها 2% از آسمان را اشغال کرده اند . او همچنین برای تخمین زدن فاصله از خوشه های کروی از متغیرهای RR شلیاقی استفاده کرد او دریافت که این خوشه ها در فاصله 15 کیلو پارسکی از خورشید تجمع کرده اند دلیل شپلی بر این فرض این بود که اگر حتی خوشه ها در کل کهکشان توزیع شده بودند باز هم مرکز کهکشان در فاصله 15 کیلو پارسکی صورت فلکی قوس قرار گرفته است چون شپلی درباره غبارها چیزی نمی دانست درنتیجه او فاصله تا مرکز کهکشان را 2 برابر بیستر تخمین زد اما در واقع فاصله تا مرکز 5/8 کیلو پارسک است. شکل: طبق تصورات ما کهکشان راه شیری باید یک کهکشان مارپیچی باشد که از 3 قسمت تشکیل شده است : 1 . صفحه: که محل قرار گرفتن اکثر ستاره ها است و دارای 2 کیلو پارسک قطر و 40 کیلو پارسک طول است این قسمت در ابتدا از ستاره های داغ جوان و غبار و گاز تشکیل شده بوده است. 2. برآمدگی : در مرکز کهکشان قرار دارد دارای 6 کیلو پارسک طول است و مانند یک برآمدگی از طرفین صفحه است در این قسمت مقدار کمی گاز و غبار وجود دارد ( مواد اولیه جهت تشکیل ستاره ) با این حال بیشتر ستاره های پیر در این قسمت قرار گرفته اند. 3. هاله : بخش زیاد آن از خوشه های کروی ساخته شده و ظاهری مانند یک توپ زبر دارد که در مرکز کهکشان تجمع کرده و 30_40 کیلو پارسک شعاع دارد بازهم در این قسمت مقدار کمی گاز و غبار وجود دارد جالب این است که بیشتر این ستاره ها ستاره های کم نورند یعنی مواد تشکیل دهنده آن ها از خورشید هم کمتر است.
یه جدول مختصر از اطلاعات تعدادی از قمر های مشتری تهیه کردم فکر کنم جالب باشه برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب سي و ششمين المپياد بين المللي فيزيك مسئله 1 انواع مانورهاي مداري كه فضاپيماها انجام مي دهند، تغيير سرعت در امتداد جهت پرواز، يعني شتابگيري براي رسيدن به مدارهاي بالاتر يا ترمز كردن براي ورود دوباره به جو است. در اين مسئله تغييرهاي مداري را هنگامي بررسي مي كنيم كه نيروي پيشرانه ي موتور در جهت شعاعي وارد مي شود. شعاع زمين RT=6.37*106 m و شتابگراني در سطح زمين را g=9.81 m/s2 و مدت يك شبانه روز را T0=24/0 h اختيار كنيد. يك ماهواره اطلاعاتي همگام با زمين به جرم m0 در نظر مي گيريم كه در مدار دايره اي استوايي به شعاع r0 قرار دارد. اين ماهواره يك موتور اوج گيري دارد كه نيروي پيشرانه ي مورد نياز براي رسيدن به مدار نهايي را تامين مي كند. الف) الف-1 مقدار عددي r0 راحساب كنيد. الف-2 رابطه اي براي سرعت ماهواره (v0) بر حسب g,RT,r0 به دست آوريد و مقدار آن را محاسبه كنيد. الف-3 عبارت هايي را براي تكانه ي زاويه اي L0 و انرژي مكانيكي E0 برحسب v0,m,g,RT به دست آوريد. وقتي ماهواره به يك مدار دايره اي همگام با زمين مي رسد در مكان مورد نظر تثبيت و آماده ي كار مي شودولي به دليل خطاي كنترل كنندگان زميني موتور اوج گيري بايد دوباره روشن شود. جهت نيروي پيشرانه به طرف زمين مي شودو به رغم واكنش سريع خدمه ي زميني براي خاموش كردن موتور، تغيير سرعت ناخواسته V∆ به ماهواره منتقل مي شود. اين خيز سرعت را با β=∆v/v0 مشخص مي كنيم مدت زمان روشن بودن موتور نسبت به زمان هاي مداري ديگر همواره قابل چشم پوشي است، به طوري كه مي توان آن را لحظه اي در نظر گرفت. ب) با فرض اينكه <1β است: ب-1 پارامترهاي مداري جديد ℓ , 0ξ را برحسب r0 , β به دست آوريد. ب-2 زاويه ي α بين محور اصلي مدار جديد و بردار مكان را در نقطه اي به دست آوريد كه موتورماهواره به طور لحظه اي روشن مي شود. ب-3 عبارت هايي تحليلي براي فاصله هاي حضيض rmin و اوج rmax نسبت به مركز زمين برحسب r0 , β به دست آوريد و مقدار عددي آنها را به ازاي β=1/4 حساب كنيد. ب-4 دوره ي مدار جديد T را برحسب β0, T0 به دست آوريد و مقدار عددي آن را به ازاي β=1/4 حساب كنيد.
Schuam's astronomy محاسبه كنيد هرروز وزن شما چند درصد به دليل بادهاي خورشيدي بالا مي رود.( هر روز بادهاي خورشيدي 8.8*109 كيلوگرم به جرم زمين مي افزايند.)
|
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
نویسندگان
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by nojum-nat3.Blogfa.com